تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1263

مساهمون:

ص١٢٦٣
- و به روايتى مس - ، و پنجم نقره است ، و ششم زر است ، و هفتم ياقوت سرخ ، و از آسمان هفتم تا عرش هفت حجاب است ، ميان هر حجابى صحراها و بيابان‌هاست از نور كه نهايت آن را خداى داند . علّامه شعرانى : اگر گويى : هفت آسمان طبقه‌طبقه روى يكديگر در هيئت امروز باطل شده ، خداوند چرا آن را ذكر فرمود ؟ گوييم : خداوند از آن معنى صحيح خواست نه آن‌كه مردم آن عهد معتقد بودند ، يعنى هفت مدار كه در فضا محلّ سير كواكب است و اقتصار بر هفت فرمود با آن‌كه سيّارات بسيار و مدارها بىشمارند ؛ براى آن‌كه مردم آن عهد هفت مدار را مىشناختند و بايد خداوند به چيزى احتجاج فرمايد كه مردم بشناسند تا حجّت تمام شود ، و سخن كعب الاحبار اعتبار ندارد . و ما در جاى ديگر گفتيم : آسمان‌ها بر قول قدما چندان لطيف بودند كه با تراكم اين همه مسافت مانع ديدن نمىشدند و از هوا و هرچه لطيف‌تر تصوّر كنى ، آسمان لطيف‌تر است . و اگر گويى : متبادر به ذهن مردم از آسمان جسمى محكم و قوى و استوار است ، گوييم : تبادر به ذهن عوام اعتبار ندارد و آنها ملائكه و جنّ و اجسام اخروى را نيز جسم كثيف تصور مىكنند . « 1 » مؤلف : و يقال : أطبقت الشيء إذا جعلت بعضه فوق بعض . علّامه شعرانى : آسمان‌ها در نظر منجّمان و حكماى قديم - چنان‌كه عوام مردم تصوّر مىكنند - جسم عنصرى و سنگين و غليظ نبود ، بلكه از غايت شفّافى و رقّت از « اتِر » كه اصطلاح عصر ماست ، غليظتر نيست . و گويند : فضاى خالى اتر واسطهء رسيدن نور و حرارت است از خورشيد به زمين و ساير كرات آسمان‌ها در نظر آنان با اين اتر تفاوت ندارد . از اين جهت ، اين كلمه از « اثير » عربى مأخوذ است . و اثير جسم آسمان را گويند : و جسم عنصرى هرچه رقيق باشد ، مانند آب و بلور چون به اين اندازه مسافت كه ميان زمين و كواكب است ، متراكم شود ، مانع رؤيت خواهد شد . « 2 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 352 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 11 ، ص 210 .
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1263 | غياثى كرمانى / أبو الحسن الشعراني