ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ
. « 1 »
مؤلف : گفت : در خلق خداى تعالى تفاوتى نيست ، يعنى كمابيشى و تناقضى و تباينى و اختلافى از روى حكمت نه از روى منظر ، بل جمله مستقيم است و مستوى .
علّامه شعرانى : اين گنبد كبود كه ديده مىشود ، آسمان نيست ؛ زيرا كه آسمان رنگ ندارد و از غايت شفّافى قابل ديدن نيست و اگر خود ديده مىشد ، مانع ديدن ستارهها مىگرديد . چيزىكه خود ديده شود ، حاجب ماوراست . اين كبودى كه ديده مىشود ، از آميختن زردى نور خورشيد با تاريكى ماوراى جوّ كه قبول نور خورشيد نمىكند ، پديدار آمده است .
بارى ، مستقيم و صاف بودن منظر اين گنبد كبود دليل نيست ، بلكه جمال و حكمتى كه در آن به كار رفته ، مثل آنكه رنگ كبود آن حافظ چشم است از شدّت تابش . و التذاذ از رنگ و جمال آسمان دليل وجود جمال و كمال حقيقى است در مبدأ كلّ وجود . و استدلال به زينت بر وجود حقّ در قرآن بسيار است . « 2 »
هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ
. « 3 »
مؤلف : أي شقوق و فتوق ، عن سفيان . و قيل : من وهن و خلل ، عن ابن عبّاس و قتادة .
علّامه شعرانى : ليس معناه أنّ السماء لو كان فيها انشقاق و فطور لم تدلّ على قدرة خالقها ، بل هي بما فيها من الاستواء المرئي تؤثّر في نفس الرائي مزيد إعجاب ينبّهه للتفكّر . « 4 »
هامش
( 1 ) . ملك ( 67 ) آيهء 3 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 11 ، ص 211 .
( 3 ) . ملك ( 67 ) آيهء 4 .
( 4 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 322 .