تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1259

مساهمون:

ص١٢٥٩
لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً
. « 1 » مؤلف : بعضى گفتند : مراد تغيير رأى مرد است در طلاق ، باشد كه مردى را رأى برگردد پس از آن‌كه عزم طلاقى كرده باشد ، طلاق ندهد . علّامه شعرانى : اگر طلاق با شرايط شرعى محقّق گردد و زن و شوهر با يكديگر آشتى نكنند ، بايد يقين داشت كه صلاح آن دو در مفارقت بوده است . چون طهرى كه مواقعه در آن نباشد ، ميان زن و شوهر - خصوصا اگر جوان باشند - دليل نفرت است و چون طلاق دهند و زن در همان خانهء شوهر بماند و مرد ديگرى را نبيند ، و سه ماه باهم باشند و حقّ رجوع داشته باشند و رجوع نكنند ، دليل بر نفرت شديد آن دو است و جدا شدن آنها به مصلحت هردو مىباشد . و يكى از رسوم زشت كه ميان مسلمانان متداول است ، آن‌كه زن در ايّام عدّه از خانهء شوهر بيرون مىرود و اصل فساد از اين است . « 2 »
وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسائِكُمْ
. « 3 » مؤلف : و آن زنانى كه نوميد گشته باشند از حيض . مرحوم شعرانى : يائسه زن نوميد است و نوميد آن است كه به اواخر سنّ حيض رسيده است ؛ اگر حيض او تأخير افتاد ، احتمال مىدهد به جهت آبستنى باشد و احتمال مىدهد براى قطع حيض و كثرت سن باشد ؛ چون آن‌طور كه عوام تصوّر مىكنند ، چنان نيست تا روز آخر 50 سالگى حيض ببيند و از فرداى آن روز احتمال حيض قطع شود ، بلكه سنّ مذكور آخر حدّ است و چهار پنج سال پيش از آن شايد حيض قطع شود . پس يائسه در قرآن كسى است كه مظنّه دارد به قطع خون نه يقين . و
هامش
( 1 ) . طلاق ( 65 ) آيهء 1 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 11 ، ص 181 . ( 3 ) . طلاق ( 65 ) آيهء 4 .