مكّه مىرويم و در آنجا حلق و تقصير مىنماييم ، در حالى كه چنين نشد ؟
حضرت فرمود : آيا من گفتم كه امسال مىرويم ؟ عرض كرد : خير . فرمود : عن قريب به مكّه خواهيم رفت و حلق و تقصير خواهيم كرد .
علّامه شعرانى : اگر « بدا » در اخبار خدا و رسول جايز باشد ، ممكن بود بفرمايد :
مقدّر بود ما به مكّه برويم ، امّا بدا حاصل شد ، امّا نفرمود ؛ چون وقتى پيغمبر خبرى دهد و هيچ واقع نشود ، موجب شكّ و ضلالت مردم مىشود و خداى تعالى گمراهى مردم را نخواهد . و در روايت اهل بيت آمده است كه بدا در اخبار خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله جايز نيست و خداوند تكذيب اولياى خود نمىكند . و آنچه بر خلاف اين وارد شده ، از اخبار آحاد است ، بر خلاف عقل ، حجّيّت ندارد . « 1 »
صلح حديبيّه
مؤلف : و قرار بر آن دادند كه ده سال جنگ نكنند و مردم در اين ده سال ايمن باشند و هركه به مكّه آيد از اصحاب محمّد به حجّ و عمره يا به بازرگانى ، ايمن باشند بر خود و بر مال خود ، و هركه به مدينه آيد از قريش كه از اينجا به مصر شود يا به شام ، ايمن باشند بر مال و جان ، و هركه از قريش به نزديك حضرت رسالت آيد بىدستورى ، وليّش او را با جاى خود فرستند و هركه از قوم محمّد به نزديك قريش آيد ، او را بازندهند . اين سخت آمد بر مسلمانان ، رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : رها كنيد هركه از ما با ايشان رود ، گو برود إلى لعنة اللّه .
علّامه شعرانى : از اين سخن توان دريافت كه رسول صلّى اللّه عليه و آله غرضش ملك و سياست نبوده . چون ملوك اگر از يكى از پيروان سوء نيّتى نسبت به خود تفرّس كنند ، انتقام جويند ، هرچند از آن انتقام فايده نبرند . امّا كفّار مكّه انتقامجوى بودند و مىخواستند هركه از آنها بگريزد و جانب رسول صلّى اللّه عليه و آله رود ، او را بازگيرند و شكنجه دهند يا بكشند .
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 389 .