صورت دنيوى مشاهده مىكنند . « 1 »
مؤلف : سدّى گفت و هذيل بن شراحيل كه چون ايشان را در دريا غرق كردند ، ارواح ايشان در شكم مرغان سياه كردند تا ايشان را بر دوزخ عرضه مىكنند به بامدادان و شبانگاه تا به روز قيامت .
علّامه شعرانى : ناتوانى و كمى معرفت آنانكه علم خويش از ائمّهء دين - سلام اللّه عليه - فرانگرفتند نيك هويدا مىگردد . و اين حديث را اگر خوب دقّت كنيم ، در مىيابيم كه آنان روح بىجسد تعقّل نمىكردند و با تناسخيان فرق نداشتند و با امثال آنانكه غير جسم را حقيقت ندانند ، سخن از نعم روحانى و سعادت روحانى و ترقّى روحانى در معارج كمال نامفهوم است . « 2 »
وَ لَكُمْ فِيها مَنافِعُ وَ لِتَبْلُغُوا عَلَيْها حاجَةً فِي صُدُورِكُمْ وَ عَلَيْها وَ عَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ
. « 3 »
مؤلف : بدانكه لاماتى كه در آيه واقع شده است از براى غرض است .
علّامه شعرانى : لامات در دو آيه است و چون در آيهء اخير يك لام بيشتر نيست و حكما گويند : افعال خدا معلل به اغراض نيست و معنى غرض نزد ايشان غايتى است كه فاعل بهسبب آن كامل گردد و چون خداى تعالى كامل است و به هيچچيز كمالى غير آنچه دارد ، براى او حاصل نمىشود ، گويند : افعال وى معلّل به غرض نيست ، امّا در اصطلاح مردم ، هر فعلى را كه به اراده صادر شود ، اگرچه غايت آن تكميل فاعل نباشد ، معلل به غرض گويند . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 9 ، ص 452 .
( 3 ) . غافر ( 40 ) آيهء 80 .
( 4 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 251 .