صفات نقص كه در ساير مردم هست و در پيغمبر نبود و معلوم است كه ديدن ملائكه به چشم محال نيست ، ديدن صفات بخل و حسد و كينه هم به صورت خون محال نيست .
و در بعض روايات قصّهء شرح صدر را در ضمن معراج آورده كه پيغمبر خود ديد و دل آن حضرت را به آب برف شستند . و بنابراين ، روايت هيچ عجب نيست ؛ زيرا كه در ديدن اين امور شأن پيغمبران است . « 1 »
قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى * قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ
. « 2 »
مؤلف : اين خطاب با موسى كرد ؛ براى آنكه با او انبساط داشت . موسى گفت :
خداى ما آن است كه هرچيزى بداد خلقش را .
علّامه شعرانى :
الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ
دليلى كه مردم را از راه عقل به تصديق و ايمان به وجود خداوند رهبرى كرد ، همانا نظر در خلق و اندازه و مراعات مصالح مخلوقات بود كه آفرينندهء جهان حوائج هرچيز را دانست . مثلا انسان را از اعضا و جوارح و رگ و عصب و پوست و گوشت ، و همهچيز به اندازهء لازم كه اگر گنجايش معده بيش از اين بود كه هست يا كمتر و طول رودهها و گشادى رگها غير از اين اندازه بود ، إلى غير ذلك ، همه بر خلاف مصلحت بود و موجب امراض بسيار . و چون هرچيز خلقش به اندازه است ، دانستيم آفرينندهء آن حكيم است . « 3 »
ثُمَّ هَدى
. « 4 »
مؤلف : آنگه هدايت داد ايشان را از بيان و الطاف و تسهيل و تيسير .
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 457 .
( 2 ) . طه ( 20 ) آيات 49 و 50 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 465 .
( 4 ) . طه ( 20 ) آيهء 50 .