مىپوشاند . و حقّ آن است كه سحر تأثير نفوس است از قبيل چشمزخم ، و اين معجزه نيست ، نظير غيبگويى از راه استخاره و تأويل خواب كه قادح در اعجاز غيبگويى انبيا نيست . و ما در حاشيهء وافى در باب حدود در معنى سحر شرحى آوردهايم .
با اين حال ، تأثير نفوس قويّه را در امثال اين امور انكار نتوان كرد و آيينهبينى و تسخير جنّ و زشت نمودن زن در چشم شوهر از تأثير نفوس است . « 1 »
مؤلف : و سحر آمده است به معنى علم به كارى پوشيده ، كقوله تعالى :
يا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنا رَبَّكَ
؛ « 2 » يعنى يا أيّها العالم . قوله :
إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ *
، « 3 » گفتهاند : معنى آن است كه من المخلوقين المحتاجين إلى الغذاء . امّا انواع سحر و آنكه گفتند : نوعى از او آن باشد كه مردم را بگرداند از صورتى بهصورتى يا حيوانى ديگر كند و احداث الوان و اجسام و چيزها كه در مقدور قادر به قدرت نباشد ، اعتقاد جواز آن كفر است .
علّامه شعرانى : قادر دو قسم است : يكى بالذات كه صفت قدرت او عين ذات اوست و آن خداى تعالى است و ديگر قادر به قدرت كه صفت قدرت زائد بر ذات اوست ، و چنين قادر البتّه نتواند كسى را از صورتى بهصورتى بگرداند . « 4 »
مؤلف : و آنچه گفتند از چشم افساى آنكه مردم را چيزى نمايد به خلاف راستى ، اين باطل است و روا نشايد داشت ، براى آنكه مؤدّى بود با سفسطه و آنكه ما را به مدركات و مشاهدات وثاقت نباشد .
علّامه شعرانى : چشمبندى و تردستى و آنكه چيزى نمايد بر خلاف حقيقت ، شعبده است و مؤلف انكار آن كرده است ، امّا حقّ آن است كه ساحران اين كار مىكنند
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 271 .
( 2 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 49 .
( 3 ) . شعراء ( 26 ) آيهء 152 و 185 .
( 4 ) . همان ، ص 272 .