لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
. « 1 »
مؤلف : دگر دليل است بر بطلان مذهب جهم كه گفت : خداى تعالى عالم است به علمى محدث ، سهو بر او روا باشد .
علّامه شعرانى : سهو چنانكه گفتيم ، در اصل لغت حاضر نبودن معنى است در ذهن ، پس خواب هم سهو است و نفى خواب دليل نفى سهو باشد . و جهم بن صفوان همان است كه قضا و قدر الهى را نفى كرده و تجويز سهو بر خداى تعالى ملازم با نفى قضا و قدر است . « 2 »
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ . .
. « 3 »
مؤلف : دليل بطلان مذهب مفوّضه است كه گفتند : خداى تعالى تفويض خلق عالم كرد با شخص محدث كه او را بيافريد و به نيابت خود بداشت .
علّامه شعرانى : تفويض سخنى جاهلانه است و از آن برخاسته كه ممكنات را وجود فى نفسه و مستقلّ پنداشت ، امّا چنين نيست و هيچچيز غير واجب تعالى وجود مستقلّ ندارد ، چنانكه اگر خداى تعالى قطع فيض كند ، همه فانى شوند ، مانند دانههاى زنجير كه در يكديگر آويخته و دانهء آخرين به سقف ، اگر سقف آن دانهء آخرين را نگاه ندارد ، اين دانهها نمىتوانند يكديگر را نگاه دارند . « 4 »
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ
. « 5 »
مؤلف : دليل مىكند بر بطلان قول آنانكه گفتند : خداى تعالى عالم است به علم .
علّامه شعرانى : يعنى به علم زائد بر ذات و اين سخن صحيح نيست ؛ زيرا كه
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 255 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 328 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 255 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 328 .
( 5 ) . بقره ( 2 ) آيهء 255 .