حمل مىكنند و هركدام طلب رزق براى نوع خود مىنمايند ، آدم براى آدميان و عقاب براى پرندگان و گاو براى بهائم و شير براى درندگان .
علّامه شعرانى : از اينكه حاملان عرش و كرسى فرشتگانند ، معلوم مىشود كه آنها هم موجودات روحانىاند و با تفسير علم يا عظمت و قدرت منافى نيست و اگر گويى ملائكهء موكل بر اين جهان منحصر به چهار نيست ، بلكه المدبّرات أمرا بسيارند ، گوييم : حمل بر تابع و متبوع بايد كرد ، چنان كه هر چهار را در يك خبر يك فرشته شمرده است با چهار روى . اين ملائكه را به زبان اشراقى ، مثل افلاطون و مشّائى ، عقل فعال گويند . « 1 »
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ
. « 2 »
مؤلف : هيچ اكراهى نيست در قبول كردن دين اسلام ، يعنى اكراه نبايد كرد هيچكس را از يهود و نصارى و مجوس بر اسلام آوردن .
علّامه شعرانى : در مذهب مالك « 3 » و ابو حنيفه « 4 » از مشركين هم مىتوان جزيه گرفت و ذمى مىشوند ، و در مذهب ما اين حكم خاصّ اهل كتاب است . بههرحال اين آيه مطلقا منسوخ نيست ، چون اجبار در قبول دين نيست و كافر مختار است جزيه دهد و به دين خود باقى ماند و جزيه ماليّات سرّى است . « 5 »
وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ
. « 6 »
مؤلف : بيان كرديم پيش از اينكه ايمان تصديق به دل و كفر ، جحود به دل باشد .
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 91 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 256 .
( 3 ) . المغنى ، ابن قدامه ، ج 10 ، ص 564 .
( 4 ) . احكام القرآن ، جصّاص ، ج 3 ، ص 91 - 93
( 5 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 99 .
( 6 ) . بقره ( 2 ) آيهء 256 .