خداى تعالى به ذات خود عالم است و علم عين ذات اوست ، چون فاعل جاهل كه نداند چه مىكند ، مانند خورشيد كه نور مىدهد بىاختيار ، در فعل ناقص است . و خداى تعالى هرچه كند به علم و اختيار مىكند . « 1 »
وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ
. « 2 »
مؤلف : دليل بطلان قول كاهنان و منجّمان مىكند كه ايشان گفتند : ما غيب دانيم از سير كواكب بىاعلام خداى تعالى .
علّامه شعرانى : و مانند اطبا كه گويند : از علائم نبض و قاروره مرض مىشناسيم و از تقدمه المعرفه آگاه مىشويم كه مريض مىميرد يا شفا مىيابد و مانند پيشگويىهاى سياسى و اخبار جوّى از باران و ابر و هرچه از علائم ظنّى دانسته شود و اينان وقتى خطاكارند كه دعوى يقين كنند و خود را از خداى بىنياز دانند . « 3 »
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
. « 4 »
مؤلف : ردّ است بر مذهب فلاسفه كه گفتند : عالم خود زمين است و افلاك كه بدان محيط است ، فى وراى آن دگر چيز نيست ، نفى عرش و كرسى و لوح و قلم كردند .
علّامه شعرانى : نفى كردن چيزى ندانسته ، صحيح نيست . و گويا لوح و قلم را تفسير به دو ملك كردند ، چنانكه صدوق در اعتقادات گفته ، « 5 » و عرش و كرسى را تأويل [ كرده ] به علم خداى تعالى ، چنانكه در بعض روايات است . « 6 »
مؤلف : چهار فرشته به چهار صورت آدم ، عقاب ، گاو [ و ] شير كرسى را
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 328 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 255 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 328 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 255 .
( 5 ) . الاعتقادات ، ص 46 ، باب 12 .
( 6 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 329 .