علّامه شعرانى : ايمان همان تصديق به قلب است ، اقرار به زبان علامت اوست و عمل ، اثر و نتيجهء آن ، و هيچيك جزء ايمان نيست به اجماع شيعه . و در حق اليقين « 1 » و بعضى كتب ديگر چيز ديگر گفتهاند ، مقصودشان تفسير الفاظ حديث است نه تحقيق اقوال و بيان قول حقّ و بههرحال ، مخالفت مرحوم مجلسى و بعضى محدّثان ديگر را مضرّ به اجماع شيعه نتوان دانست . « 2 »
بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى
. « 3 »
مؤلف : و عروه انكلك باشد كه گوى گريبان در او افتد .
علّامه شعرانى : انكلك مصغر انكل يا انكله است و آن را در زمان ما مادگى گويند كه گويچه يعنى تكمه را در آن اندازند و خاقانى « 4 » در وصف خاتم انبيا صلّى اللّه عليه و آله گويد :
در جيب كمال آن مقدّس * گوى انكله است چرخ اطلس « 5 »
إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ
. « 6 »
مؤلف : زنده مىگرداند و از عدم به وجود مىآورد و مىميراند و از منزل بقابه باديهء فنا مىبرد ، به اين وجه كه خلق حيات و موت مىكند در اجساد .
علّامه شعرانى : يكى از ادلّهء اثبات خداوند - تبارك و تعالى - وجود حيات است در حيوان و انسان ، چون گوشت و پوست ، به اندك مدّت گنديده مىشوند و فاسد مىگردند ، چون روح باشد ، ساليان دراز مىماند . اگر جان تابع جسم باشد ، مانع فساد گوشت نمىباشد ، بلكه خود به فساد بدن نابود مىگردد ، چنانكه حرارت و روشنايى
هامش
( 1 ) . حقّ اليقين ، ص 535 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 330 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 256 .
( 4 ) . ديوان خاقانى ، در نعت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله .
( 5 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 330 .
( 6 ) . بقره ( 2 ) آيهء 258 .