اراده خدا نيست ، بر خلاف شفاعت در دنيا كه شفيعان در ارادهء امرا تأثير مىكنند . « 1 »
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
. « 2 »
مؤلف : خدا قادر بر اصول نعم كه به كردن آن مستحقّ عبادت آمد ، جز يكى نيست .
علّامه شعرانى : بعضى متكلّمان گويند : مستحقّ عبادت كسى است كه بر اصول نعم قادر باشد و از اين كلام آن خواهند كه ديگران چون نعمتى به انسان بخشند و مستحقّ شكر شوند ، اصل نعمت آفريده خداست و هيچكس قادر به آن نيست كه اصل نعمت را ايجاد كند ، بلكه نعمت آفريدهء خداى را كسى كه در تصرّف دارد ، به ديگرى مىدهد . « 3 »
مؤلف : عبد اللّه عبّاس گفت : مهمّترين نامهاى خداى الحىّ القيوم است ، و اين دعاى اهل درياست كه ايشان گويند : ياهيا شراهيا .
علّامه شعرانى : أهى أشرّ أهى ؛ هستم كسى كه هستم ، عبارت عبرانى در تورات است كه چون حضرت موسى بن عمران با خداى تعالى گفت كه اگر بنى اسرائيل از من بپرسند : خداى تو چيست و كيست ، به آنها چه بگويم ؟ خداوند به او وحى فرستاد :
هستم آنچه هستم ، تو به هستى اقرار كن و در طلب ماهيّت مباش .
به هستيش بايد كه خستو شوى * ز گفتار بيكار يكسو شوى « 4 »
مؤلف : مفسّران گفتند : كه « سنه » خوابى باشد سبك و « نوم » خواب تمام باشد ، و حدّ خواب اين بنهادند متكلمان : سهو يلحق الإنسان مع فتور الأعضاء من غير علّة ؛ سهوى كه با مردم رسد .
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 316 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 255 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 318 .
( 4 ) . همان ، ص 321 .