چون تكليف منحصر به عقلى بوده است ، حجّت همان عقل بود ، پس از آنكه خدا خواست تكليف شرعى كند ، حجّت - يعنى پيغمبر - فرستاد . « 1 »
أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ
« 2 »
مؤلف : منزلهاى رفيعه و منصبهاى منيعه و درجههاى بلند و مرتبههاى ارجمند نامزد بلاكشان باديهء محنت و نامرادان زاويهء مشقّت كردهاند .
هر بلائى را عطائى با وى است * هر كدورت را صفائى درپى است
زير هر رنجى است گنجى معتبر * خار ديدى چشم بگشا گل نگر
علّامه شعرانى : آسايش جسد روح را متوجّه دنيا مىكند و از ادراك روحانيان باز مىدارد ؛ چون تربيت جسد و تدبير آن او را مشغول داشته ، امّا رنج و بلا روح را فى الجمله از بدن مأيوس مىكند و از تدبير بدن فى الجمله دست برمىدارد و متوجّه عالم خود مىگردد . و از اينجا بايد متنبّه گشت كه چون از همهجهت دست از بدن بردارد و جز ادراك و روحانيّات بر او نماند ، همانها براى او جسمانى شود كه يا عذاب دائم است و يا ثواب ابد . « 3 »
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ
« 4 » .
مؤلف : و از عطا روايت كرد ابن جريج كه از او پرسيدم وجوب جهاد ، گفت : بر ايشان واجب بود ، يعنى صحابهء رسول ، [ امّا ] بر ما واجب نيست . همانا مراد آن بوده باشد كه بر ما واجب نيست ، براى آنكه شرايط وجوبش حاصل نيست . از جمله شرايط او وجود امامى عادل بود يا آنكه امام او را نصب كند براى جهاد و بىامام جهاد واجب نبود ، مگر آنكه كافران بر مسلمانان غلبه كنند ، آنگه على سبيل الذبّ عن
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 165 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 214 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 488 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 216 .