قراضه مىگفتند . با اين حال بريدن از كنار درهم و دينار را فساد شمردند كه هيچ غش در آن نيست و اگر غش باشد و عيب ظاهر نگردد ، حرام بيّن است . « 1 »
مؤلف : قتاده روايت كرد از عطا كه گفت : مردى ، نام او علاء بن منبه ، احرام گرفت در پيراهنى دوخته ، رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت او را كه پيراهن بكن ، قتاده گفت : ما شنيديم كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود تا آن پيراهن در تن او دريدند . گفت : حاشا إنّ اللّه لا يحبّ الفساد .
علّامه شعرانى : يعنى عطا گفت : حاشا كه پيغمبر چنين دستور دهد كه پيراهن بر تن كسى بدرند ، هرچند او در پوشيدن پيراهن معصيّتكار بود .
و تحقيق سخن آنكه اموال مردم دوگونه است : يكى آنكه در شرع ماليّت ندارد .
چون فايدهء مباح در آن متوقّع نيست ، مانند خمر و آلات لهو و اينها را جايز است شكستن و دريدن و باطل ساختن ؛ چنانكه بتها را آن حضرت شكست و خمرها را ريخت . و ديگر آنكه فايدهء مباح دارد ، مانند پيراهن كه در حال احرام پوشند ، هرچند پوشيدن در اين حال حرام است ، امّا در اوقات ديگر مباح است ، آن را جايز نيست دريدن و شكستن . « 2 »
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
. « 3 »
مؤلف : و جابر عبد اللّه انصارى روايت كند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : سيّد شهيدان روز قيامت حمزهء عبد المطّلب باشد و مردى كه برخيزد به نزد امامى جائر و او را امر معروف كند و نهى منكر كند ، اين مرد او را بكشد .
علّامه شعرانى : واجب بودن تقيّه عامّ نيست و گاه بايد امر به معروف و نهى از منكر كرد ، اگرچه بيم خطر باشد . بايد دانست كه امر حكومت دينى و امامت از مشكلات مسائل اسلام است و در دين شيعه حكومت خاصّ امام معصوم است و بر خداوند
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 147 .
( 2 ) . همان ، ص 148 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 207 .