حوزة الإسلام واجب باشد ، از باب وجوب دفع مضرّت بود كه در عقل مقرّر است .
علّامه شعرانى : جماعتى از اهل سنّت در عصر ما چون مفاسد جهاد با خلفاى جائر را مشاهده كردند ، ملتزم گشتند كه در دين اسلام جهاد براى دفاع است نه براى دعوت ابتدايى . و اين معنى را در تفسير المنار « 1 » به تفصيل آورده است . امّا به نظر ما اين سخن صحيح نيست . در اصل اسلام و عهد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و ظهور ائمهء عدل عليهم السّلام جهاد واجب بود ؛ چون پيغمبر يا امام معصوم كارى كه موجب نفرت مردم از دين اسلام باشد ، در جهاد مرتكب نمىشدند و شمشير را براى اجراى مقاصد باطل و جمع ثروت و ذليل كردن بندگان خدا و استعمار ملل مقهور به كار نمىبردند . امّا اهل دنيا ، چون شمشير به دست گيرند و پيروان بسيار فرمان آنها برند به غصب اموال و قتل نفوس و آزار خلق و استعمار ديگران مىپردازند و آبروى دين را مىبرند و رعاياى ملوك جائر ، خود از دست فرماندهان در عذابند تا به سر بيگانگان چه آيد . و از اينجهت است كه امروز همهء نيرومندان جهان براى مقهور ساختن مسلمين و برانداختن دين اسلام اتّفاق كرده و هرجا دستشان رسيد ، حتّى در داخل مملكت اسلامى ، ملاحده و بىدينان متظاهر به اسلام را بر مسلمانان مسلّط ساختند ؛ چون مىدانند اگر در ممالك اسلامى قدرت به دست مسلمانان باشد ، باز همان بساط خلافت و جهاد گسترده شود .
و در مذهب ما دفاع واجب است ، هرگاه كفّار به مسلمانان حمله برند . و ابتداى جنگ از طرف مسلمانان جايز نيست ، مگر در زمان امام معصوم و امام هم جز با معاندان پيكار نمىكند . « 2 »
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ
. « 3 »
مؤلف : « قتال فيه » مجرور على البدل من الشهر و هو بدل الاشتمال ؛ لأنّ الزمان
هامش
( 1 ) . المنار ، ج 2 ، ص 312 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 172 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 217 .