قوله :
وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى ؛
يعنى : تمكين دهم من - كه خذاوندم - دين ايشانرا بر جميع اديان ، و عزيز گردانم اهل ايمانرا بوجود ايشان ، و ايمان ظاهر گردانم بعد از آنك پنهان مىداشتند .
وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً
هامش
- اكثر علماى عامه نيز به وصايت و جانشينى على عليه السلام اذعان و اعتراف دارند . ( همانگونه كه در كتب خود ، اخبار مربوط به آن را به تواتر و به تفصيل آوردهاند و مرحوم سيد هاشم بحرانى ، مقدارى از اين احاديث را ذكر نموده است . )
ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه خود مىگويد :
از جمله اشعار سروده شده در صدر اسلام در مورد وصايت على عليه السلام ، شعر عبد اللّه بن ابى سفيان بن حارث بن عبد المطلب مىباشد . كه او چنين سروده است .
و على ( صلوات اللّه و سلامه عليه ) از ماست ، صاحب خيبر و صاحب بدر است و در آن روز كه سپاهش و الا گشت . وصىّ پيامبر مصطفى ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و پسر عمّ اوست . پس چه كسى به او رسد و همانندش قرار گيرد ؟
و عبد الرحمن بن جعيل در اين مورد چنين سروده است :
به جان خود قسم ، با كسى بيعت كردهايد كه او ، حافظ دين ، و معروف به پاكدامنى و موفق است . على ( عليه السلام ) ، وصىّ مصطفى ( صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و پسر عم اوست . و نخستين كسى است كه نماز گزارد و برادر دين و تقواست .
بنگريد به : بحار الانوار علامه مجلسى 38 / 20