و نتوانند كه از زير آن نقب كنند .
آنك مشدد خوانند ، تا در طا ادغام كنند . و آنك مخفف خوانذ ، تا حذف كنذ تخفيف را . « 1 »
و در شواذ ، « فما استطاعوا » « 2 » بقطع خواندهاند . و آن از عرب مرويست . و وزن آن « اسفعل » بوذ . و سين زياده باشذ . و اين را هيچ نظير نيست . « 3 »
[ 109 - پ ]
قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي :
ذو القرنين چون از بناء سد - چنانك مراد او بوذ - فارغ شذ ، گفت :
ساختن اين سدّ ، نعمتى است بر من از خذاى من ، و بر آنك از فساد ياجوج و ماجوج مىترسذ .
فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ :
چون وعده قيامت نزديك شوذ ، و آن را پاره گرداند ، چنانك پيش ازين بيان كرديم .
وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا :
وعدهء خذاوند و پروردگار من حق است . و اين از تمامت كلام ذو القرنين است . « 4 »
هامش
( 1 ) - طبرى ، مجمع ، كشاف - همان صفحات .
( 2 ) - در اصل نسخه چنين است اما با توجه به توضيح مصنف ( فما اسطاعوا ) صحيح به نظر مىرسد .
( 3 ) - ابو الفتوح رازى 7 / 385 .
( 4 ) - كشاف 2 / 746 .