هامش
- پس از آن گفته است كه : از براى تو است كه بگويى قصد امام عليه السّلام ، اين است كه تسميهء على به امير المؤمنين ، نه از بابت آن است كه ، آن جناب مطاع مردم است به حسب دنيا ، بلكه از براى آن است كه آن بزرگوار مطاع ايشان است به حسب علم ، يعنى به حسب احكام الهيّه . پس تعبير فرموده است از اين معنى به لفظى كه مناسب است با لفظ امير .
خبر پنجم : آن است كه در همان كتاب ، در لغت امر نقل كرده است كه : در حديث وارد شده كه امير المؤمنين اسمى است كه خداوند على را به آن مسمّى نموده و نناميده است به آن ، نه كسى را قبل از آن حضرت ، و نه كسى را بعد از آن حضرت .
حتى قائم اهل بيت سلام كرده نمىشود بر او به اين اسم امير المؤمنين ، بلكه به او سلام كرده مىشود به السّلام عليك يا بقية اللّه .
در انوار سيد جزايرى است كه عياشى حديثى روايت نموده كه مضمون آن اين است كه :
لقب امير المؤمنين لقبى است كه خداوند او را مخصوص به على قرار داده است .
و هركس غير از آن جناب كه خود را به اين لقب ملقّب كند ، مأتىّ به از دبر است . و تفصيلى ذكر نموده است . هركه طالب باشد ، در نور مرتضوى از آن كتاب بايد مطالعه نمايد .
و روايت تفسير عيّاشى بنابر نقل بعضى از اجلّه اصحاب اين است :
عن تفسير العيّاشى عن محمّد بن اسماعيل الرازى عن رجل سمّاه عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال : دخل رجل على ابى عبد اللّه عليه السّلام . فقال : السّلام عليك يا امير المؤمنين . فقام على قدميه و قال : مه ! ! هذا اسم لا يصلح الّا لامير المؤمنين سمّاه به و لم يسمّ به احد غيره الّا كان منكوحا و ان لم يكن به ابتلى به و هو قول الله فى كتابه :إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً وَ إِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطاناً مَرِيداً( نساء / 117 ) -