من گفتم : خذاوندا ! اين كس را از انصار گردان ، پنهان داشتم .
علي درآمذ . رسول - صلى اللّه عليه و آله - گفت :
اى انس ! كيست كه درآمذ ؟
گفتم : امير المؤمنين است .
رسول شاذمان برخاست و او را در كنار گرفت ، و روى على بر روى خود مسح مىكرد . على گفت :
يا رسول اللّه ! هرگز نذيدم كه با من اين كردي كه امروز مىكنى . گفت :
كه مرا ازين منع توانذ كرد ؟ و تو باشى كه از من علم بخلق رسانى ، و آواز من ايشانرا تو بشنوانى ، و تو روشن گردانى بعد از من ايشانرا ، در آن [ چه ] خلاف افتد .
و اين حديث [ را ] ، ابو نعيم در كتاب حلية الاوليا باسناد نقل كرده است . « 1 »
هامش
- صلى اللّه عليه و آله - فرموده است كه : يا على ! شيعيان تو در روز قيامت صورتهايشان سپيد و نورانى در اطراف من خواهند بود . از آن جمله ، در دعاى ندبه اين جمله را مىخوانيم :
« شيعتك على منابر من نور مبيضّه وجوهم حولى فى الجنّة و هم جيرانى »
يعنى شيعيان تو بر منبرهائى نورانى با صورتهاى سپيد در بهشت در اطراف من خواهند بود و همسايه من هستند .
سپيدروئى ، نشان كمال سعادت ؛ و سيهروئى ، نشان كمال بدبختى و شقاوت است .
در واقع اين حديث رسول خدا - صلى الله عليه و آله - تفسير آن آيه شريفه است كه روىسپيدان روز قيامت را معرفى مىفرمايد ، و مىگويند كه در روز قيامت ، من دست على را گرفته سپيدروئى او و يارانش را كه نشان رستگارى كامل او و پيروانش مىباشد به همه مىنمايانم .
( 1 ) - حلية الاولياء 1 / 63 - 64 .