حيرت و كفراند . و در آن عالم ، در تاريكى قيامت و دوزخند .
مَنْ
« 1 »
يَشَأِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ :
هركس كه علم بارى - تعالى - بوي محيط بوذ كه كافر باشذ و بر كفر ميرذ - نه آنك خواست و حكم كرد كه بر كفر ميرذ - او را بر كفر بميراند .
وَ مَنْ يَشَأْ
« 2 »
يَجْعَلْهُ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ :
و هركس كه دانست كه ايمان خواهذ يافت ، و تصديق انبيا و رسل خواهذ كرد ، او بر ايمان كه راه راستست ، ثبات فرموذ .
قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ :
كلمه استفهام و تعجب است . و « كاف » در وي حرف خطابست و آن را اعراب محلى نيست . « 3 » و « تا » كى پيش از « كم » است ، ضمير فاعل است .
اگرچه منصوبست لفظا ، محلش رفع بوذ . از آن جهت منصوبست لفظا كه رفع بر وى ثقيل بوذ ، از پى جمع درميان دو علامت خطاب . و كوفيان ، كاف را اسم مىنهند و محلش نصب ، و ايشان اضمار مفعول ثانى مىكنند . « 4 »
و معنى اينست [ 40 - پ ] كه بگو : اى محمد ! مىبينم شما را ،
إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ :
اگر عذاب خذاي - عز و جلّ - بشما رسذ ، چنانك بقوم پيشين رسيذ ،
هامش
( 1 ) - اصل نسخه : « و من »
( 2 ) - اصل نسخه : « يشأ الله » .
( 3 ) - تبيان 4 / 133 ، مجمع البيان 4 / 463
( 4 ) - تفسير طبرى 11 / 352 .