تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
جهت جبرييل از حضرت عزّت امر آورد ، و مرا بذان امر فرموذ . « 1 »
هامش
( 1 ) - حلية الاولياء 1 / 63 . براى معناى كلمهء « سيد العرب » عايشه دو حديث از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم نقل كرد . اول اين كه : « عايشه گفت : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : على سرور عرب است . پس گفتم : اى رسول خدا آيا تو سرور عرب نيستى ؟ گفت : من سرور فرزندان آدم هستم و على سرور عرب . پرسيدم : مقصود از سيّد كيست ؟ فرمود : كسى كه طاعتش واجب است ، همانطور كه طاعت من واجب است » . و امّا دوم اين كه : عائشه گفت : نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودم كه على بن ابى طالب عليه السّلام آمد و فرمود : اين سرور عرب است . گفتم : اى رسول خدا ! آيا تو سرور عرب نيستى ؟ فرمود : من سرور فرزندان آدم هستم و على سرور عرب است . گفتم مقصود از سيّد چيست ؟ فرمود : كسى كه اطاعت او واجب است همانطور كه اطاعت من واجب است . بنگريد به معانى الاخبار / 103 . علامه مجلسى در بيان لفظ ( سيد العرب ) گويد : « شايد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در بيان سيادت على عليه السّلام بر عرب ، بخاطر تدريجى بيان كردن فضل او ، بسنده كرد تا موجب تكذيب از سوى منافقين و شك مسلمانان ضعيف العقيده نشود . » بنگريد به : بحار الانوار علامه مجلسى 38 / 94 . در باب بيان حديث نور و آنچه از آن از دلايل بر سيادت على عليه السّلام و اهل بيتش استفاده مىشود : وجه اول : همان حديث مشهور : « يا على ! من سرور مرسلينم و تو سرور مسلمين ، هركه من مولاى اويم پس على مولاى اوست ، يا على ! من سرور بنىآدم و تو سرور بنى هاشم هستى » . و در الصحائف آمده : عايشه گويد : نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم -