بفرموذ تا كاروانرا بگرفتند . خمس از اموال ايشان بيرون كرد ، و باقى بر اصحاب سريّه قسمت كرد . و اين اوّل خمسى و غنيمتى بوذ كه در اسلام واقع شد .
پس اهل مكه اسيرانرا فذى « 1 » فرستادند . رسول - صلى اللّه عليه و آله و سلم - فرموذ كه : ايشان موقوفند ، تا سعد و عتبه برسند . اگر ايشان باز برسند ، اينها را بايشان باز دهيم . سعد و عتبه برسيذند . رسول - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - ايشانرا دستوري داذ .
حكم كيسان مسلمان شذ و در مدينه در خدمت رسول مىبوذ . اما عثمان بن عبد اللّه به مكه رجوع كرد ، و آنجا بر كفر بمرد و بدوزخ رسيذ . اما نوفل ، روز خندق در ميان احزاب بوذ . شكم اسب خوذ بدريذ ، تا بخندق درآيذ . اسب در خندق افتاذ و گردن بشكست و خردومرد گشتند « 2 » و خذاى [ 10 - پ ] - تعالى - او را هلاك گردانيذ . مشركان گفتند : جيفة وى باز فروشيذ ، تا هرچه خواهيذ بدهيم . رسول - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - فرموذ « 3 » كه :
او را بگذاريد كه پليذست و ثمن او هم پليذست . نزول آيت اين بود كه بيان كرديم . « 4 »
الشَّهْرِ الْحَرامِ ؛
يعنى : ماه رجب .
هامش
( 1 ) - فداء - به كسر فاء - عوض و بدلى را گويند كه خود را يا ديگرى را بدان برهانند و نجات بدهند . ( برهان قاطع ) .
( 2 ) - خردومرد گشتن : ريزريزه شدن ، تكسير . خردومرد كردن : ريزهريزه كردن .
( دهخدا ) .
( 3 ) - اصل نسخه : فروموذ .
( 4 ) - تفسير طبرى 4 / 302 رقم 4082 ، ابو الفتوح 2 / 176 - 178 .