هجده كس از مهاجر « 1 » ببطن نخله « 2 » فرستاذ ، تا مترصد كاروان قريش باشند ، كه از مال ايشان چيزى به خدمت رسول آرند . اوّل ايشان سعد ابى وقاص زهري ، ديگر عكاشه بن محض الاسذى و عتبه بن غزوان السلمى و ابو حذيفة بن عتمه بن ربيعه و سهيل بن بيضا و عامر بن ربيعه و واقد بن عبد اللّه و خالد بن بكر .
و عبد اللّه بن جحش را بر ايشان امير كرد . و نامه بنوشت و بوي داد ، و عبد اللّه را گفت : درين نامه منگر تا دو روز راه كنى ، دو منزل بروي ، آنگه نامه بر اصحاب خود خوان ، آنگه برو آنجا كه ترا فرموذهام . و اگر ازين قوم كه با تواند ، كسى از آمذنت كراهيت دارذ ، او را با خوذ مبر ، بگذار تا باز گردذ .
عبد اللّه چنان كرد كه رسول - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - فرموذه بوذ .
چون دو منزل برفت ، نامه بر اصحاب خواند . در آنجا نوشته بوذ كه :
« بسم اللّه الرحمن الرحيم . اما بعد ، فسر على بركة اللّه به من معك من اصحابك ، حتى تنزل بطن نخلة . فترصّد بها عير قريش « 3 » ، لعلك
هامش
- بود ، و خواهر « زينب بنت جحش » همسر پيامبر كه قصهء او با زيد مشهور است .
پيامبر ، او را به فرماندهى اولين سريهء اسلام منصوب فرمود . در چهل و چند سالگى كشته شد . و به امر پيامبر ، با حمزهء سيد الشهدا در يك قبر دفن شد .
( الاصابة 4 / 46 ، 2 / 30 و 37 ، 7 / 3 - 4 ، 8 / 19 - 20 ) .
( 1 ) - ابو الفتوح : « هشت مرد مهاجر »
( 2 ) - ياقوت حموى مىنويسد : بطن نخل - جمع نخلة - قرية قريبة من المدينة على طريق البصرة بينها الطرف على الطريق . ( معجم البلدان 1 / 449 - 450 )
( 3 ) - تفسير طبرى : فترصّد بها قريشا . و در اصل نسخه آمده « فترصّد بهما عنر قريش » .