شرح لغات و تعليقات
آجريدن : به معنى لعب كردن و بازى كردن است .
اى پيامبر بگوى مر جفتان خويش را ، و دختران خويش را ، و زنان ياران خويش را ، تا نزديك درآرند به پوشيدن سر و روى و سينه چادر و ردا و طيلسان خويش را ؛ آن نزديكتر بدانك شناخته شوند كه آزاد زنانند ، و پارسايانند ، و نيازارندشان به آجريدن آنها كه منافقانند ، و دمدار كنيزكانند . . . ( سورهء 33 / آيهء 59 ) .
اين واژه در فرهنگها نيامده است و در دو نسخهء تفسير نسفى يعنى اساس و « نسخهء افغانستان » « آجريدن » و در نسخهء تركيه « جنديدن » است ، در هر حال معنى آن به تقريب معلوم است زيرا ، در تفسير سورآبادى نسخهء عكسى بنياد فرهنگ آمده است كه : تا ندانند كى ايشان كىاند و با ايشان مزاح نكنند و ايشان را نيازارند . ( ص 356 ) در تفسير كمبريج گويد : تا رنجه ندارند آن چادرپوشان را چنان كه زنانى كه ايشان را چادر نپوشند و بر مردان گستاخ باشند . ( ج 1 ، ص 567 ) .
و كمى بعد آورده است كه : سبب نزول اين آيت آن بود كه قومى از مردمانى كه دنب زنان داشتندى ، چون زنان شب بيرون آمدندى ، دنب ايشان گرفتندى و بهانه آوردندى كه ما پنداشتيم كه شما كنيزكانيد . . .
افرازه : شعلهء آتش
مگر آنكه دزديده شنود جز وحى از سخن آسمانيان ، در رسدش افرازهء آتش تابان ، در ترجمهء
إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ .
( سورهء 15 / آيهء 18 ) . اين واژه در فرهنگها به صورت افروزه و افرازه هر دو آمده است :