و روى گردانيد از بعضى ؛ يعنى ملامت كردش به آشكارا كردن سرّ قول وى ، و بعضى وى ياد كرد نه كلّ وى .
فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هذا
چون خبر داد حفصه را از آنچه « 1 » گفته [ بود ] ، و خطايى كه بر وى رفته بود ؛ گفت حفصه : يا « 2 » رسول اللّه كى خبر داد ترا از اين كار ،
قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ
گفت : خبر داد مرا خداوند دانا به هر نهان و آشكار . ( 3 )
إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما
اگر توبه كنيت ، و به خداى تعالى بازگرديت ، اى عايشه و حفصه جاى توبه است و پشيمانى ، چه دلهاتان گرايست به ناصوابى و نادانى .
وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ
و اگر همپشتى كنيت بر آزار وى ،
فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ
خداى است عزّ و جلّ نگهدار « 3 » وى ، و جبرئيل است يار وى ،
وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ
و پارسايان مؤمناناند انصار وى ،
وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ
و فريشتگانند بعد از اين ايستندگان « 4 » به كار وى . ( 4 )
عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ
اگر پيامبر « 5 » طلاق دهد شما را ، بود كه بدل دهدش خداى عزّ و جلّ جفتانى بهتر از شما ؛
مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ
گردن دهندگان گروندگان ،
قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ
مطيعان تايبان ، عابدان
سائِحاتٍ
روزهداران ، و قبل هجرتكنندگان ،
ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً
ثيّبان و بكران . ( 5 )
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً
اى مؤمنان نگه « 7 » داريت تنهاى خويش را و كسهاى « 6 » خويش را از آتش سوزان ،
وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ
كه هيزم وى مرد مانند و سنگهاى كلان ،
عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ
بر وى
هامش
( 1 ) - ن : از آنك .
( 2 ) - ن : كه يا .
( 3 ) - ن : نگاه .
( 4 ) - ن : استندگان .
( 5 ) - ن : پيامبر .
( 6 ) - ن : كسان .
( 7 ) - ن : نگاه .