ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
و باز زنده كرديمتان از بعد هلاك تا شكر آريت ، و طاعت كنيد . ( 56 )
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ
و ابر را در تيه ، سايهء شما كرديم « 1 » ،
وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى
و ترنگبين و وراتيج « 2 » فرستاديم « 3 » ، و طعمهء شما كرديم « 11 » ،
كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ
و گفتيم بخوريت از اين روزى طيّب كه داديم ، و ازين نعمت كه فرستاديم
وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
مخالفت به جاى آوردند ، و ضرر نه به حقّ ما كردند چه « 4 » به حقّ خود كردند . ( 57 )
وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ
و ياد كنيد چون گفتيم درآييد درين « 5 » شهر و آن مصر يا شام بود ، و گويند يا « 6 » شهر [ ى ] كه آن را اريحا « 7 » يا آذرعا نام بود « 8 » .
فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً
و مىخوريد از وى از هر كجا خواهيد خوش و گوارنده ،
وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً
و درآييد به در وى نزد در وى سجدهآرنده ، يا به وقت در آمدن سرها به تواضع فرودآرنده
وَ قُولُوا حِطَّةٌ
و بگوييد استغفر اللّه ، و گويند بِسْمِ اللَّهِ ، و گويند لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ ، چه اين آيتى است افكنندهء گناهان يا بگوئيد حطّه ؛ بيفكن بار ما ، و بيامرز گناه بسيار ما
نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ
تا بدان را عفو خطاها دهيم ، و نيكان را زياده « 9 » عطاها دهيم . ( 58 )
فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ
بذل كردند ظالمان قول فرمودهء ما را ؛ به قول « 10 » ديگر قول فرموده حطّه بود ، و قول ايشان حنطه بود .
فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ
فرستاديم برين ظالمان ،
هامش
( 1 ) - اصل : كردم .
( 2 ) - ن و ت : ورتيج .
( 3 ) - اصل : فرستادم .
( 4 ) - ن : كه .
( 5 ) - ن و ت : بدين .
( 6 ) - ن و ت : يا ندارد .
( 7 ) - اصل : ريحا .
( 8 ) - ن : و گويند ايليا بود . « ت » و گويند ايليا نام بود .
( 9 ) - ن : زيادت .
( 10 ) - ن : به قولى .
( 11 ) - اصل : كردم .