داد چون از وى اختيار هدايت دانست ،
وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ
و از ايشان كس بود كه حقيقت شد بر وى حكم ضلالت چون خداى تعالى از وى اختيار ضلالت دانست .
فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ
برويت در زمين اى مؤمنان ،
فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ
بنگريت كه چگونه بود عاقبت ناگروندگان « 1 » . ( 36 )
إِنْ تَحْرِصْ عَلى هُداهُمْ
اگر حريصى كنى يا محمد بر هدايت ايشان ،
فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ
خداى تعالى هدايت ندهد آن را كه گمراه كندش چون از وى داند اختيار كفر و عصيان ،
وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ
و نيند مر كافران را نصرتكنندگان « 2 » .
( 37 )
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ
و سوگند خورند به خداى تعالى سوگندان با مبالغت ،
لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ
كه برنينگيزاند خداى تعالى مردگان را به قيامت
بَلى وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا
نه چنان است كه ايشان گفتند ، و وعدهء حق است كه برخيزند چنانك خفتند ،
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
و ليكن « 3 » بيشترين مردمان نمىدانند .
( 38 )
لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ
برانگيزدشان « 4 » تا پيدا كند بر ايشان آنچه ايشان در وى اختلافكنندگاناند ،
وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كانُوا كاذِبِينَ
و تا بدانند آن كافران كه كهتران بودند كه دروغ [ مى ] گفتند آنها كه مهتران بودند . ( 39 )
إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
گفتار ما مر بودنى را كه خواهيم تا شود موجود ، آن است كه گوييمش بباش بباشد زود . ( 40 )
هامش
( 1 ) - ن : ناگرويدگان .
( 2 ) - : اصلكنندهء نصرت .
( 3 ) - ن : و لكن .
( 4 ) - ن : برانگيزندشان - ت : برانگيزاندشان .