وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ
و چون گفته شود مر « 1 » ايشان را كه چه فرستاد خداى شما در وعيد شما به قرآن ،
قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
گويند اين فرستاده خداى تعالى نيست چه افسانههاى پيشينيان . ( 24 )
لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ
اين بدان گويند تا بردارند بارهاى بزههاى خويش را « 2 » تمام روز قيامت ،
وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ
و از بزههاى آنها كه گمراه كردند « 3 » شان به جهالت ،
أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ
بد بارى كه مىبرند « 4 » اين اهل شقاوت . ( 25 )
قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
دستان كردند با پيامبران آن كافران ، كه بودند پيش از ايشان .
فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ
آمد فرمان خداى تعالى به ويران كردن بناهاى ايشان از كدوادهها ،
فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ
افتاد بر ايشان از زبر ايشان آن سفدهاى « 5 » بر ديوارها نهادهها ؛
وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ
و آمدشان عذاب از آنجا كه گمان نبردند ، و همه در كفر هلاك شدند و مردند . ( 26 )
ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُخْزِيهِمْ
باز روز قيامت رسوا كندشان ،
وَ يَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ
و گويد كجااند آن بتان كه شريك من مىگفتيت - شان ، و دشمنادگى مىكرديت از بهر ايشان با پيامبران
قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
گويند دانايان يعنى مؤمنان
إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَى الْكافِرِينَ
كه رسوايگى « 6 » امروز و بدى ، هست بر كافران . ( 27 )
هامش
( 1 ) - ن : « مر » ندارد .
( 2 ) - ن : « را » ندارد .
( 3 ) - اصل : كردن .
( 4 ) - اصل : ميرند .
( 5 ) - ن : « سفدها » را بضم سين ضبط كرده است .
( 6 ) - ت : رسوايى - ن : مانند متن است .