كفر مىآرند به رحمن .
قُلْ هُوَ رَبِّي
بگوى كه وى است پروردگار من ،
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
نه خداى جزوى يك خداى آفريدگار من
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ
بر وى توكّل كردم ،
وَ إِلَيْهِ مَتابِ
و به وى بازمىگردم . ( 30 )
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ
و اگر قرآنى بودى كه كوهها به وى دوان « 1 » شدى ، تا سفر كردن در زمين آسان شدى ،
أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ
يا زمين به وى بريده شدى ، به چشمهها و جويها تا مزارع فراوان شدى .
أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى
يا سخن گفته شدى با وى « 2 » [ با ] مردگان ، تا خبر دادندى از احوال آن جهان ، نبودى جز اين قرآن ؛ ليكن « 3 » قرآن فرستاده نشده است از بهر اين ، چه از بهر دانستن اصول و فروع دين .
بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً
بلك « 4 » مر خداى راست جل جلاله همهء فرمانها ، آيت به مشيّت خود نمايد نه به اقتراح آنها .
أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً
ا ندانستهاند مؤمنان كه اگر بخواستى آفريدگار ، راه راست دادى همهء خلق را به يكبار
وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ
و هماره « 5 » به كافران مىرسد به ايشان ، بدانچه « 6 » كردهاند از عصيان ؛ عقوبتى كلان ، يا سپاهى « 7 » گران ،
أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ
يا فرودآيد نزديك به شهر ايشان ؛
حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ
تا بيايد وعدهء خداى تعالى به فتح مكّه ،
إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ
خداى تعالى خلاف نكند وعده . ( 31 )
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ
و فسوس كرده شد به رسولان « 8 » كه پيش از تو بودند ،
فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا
زمان داده بوديم « 9 » آنها را كه كافرى نمودند ؛
ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ
هامش
( 1 ) - ن و ت : روان .
( 2 ) - ن : به وى .
( 3 ) - ن : لكن .
( 4 ) - ن : بل كه .
( 5 ) - اصل : همان .
( 6 ) - ن : بدانج .
( 7 ) - اصل : سپاه .
( 8 ) - ن : و فسوس كردشان بر رسولانى .
( 9 ) - ن : زمان دادهام - ت : زمان داديم .