أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ
و از آن جواهرى كه از كانها بيرون آرند ، و آتش را بر وى « 1 » گمارند ، و از آن پيرايه كنند ، و اوانى زنند ؛ و از وى نيز بود پالايشى ، كه از وى بود آلايشى ، و اين مثل علم و جهل است و مثل عالم و جاهل ،
كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ
همچنين پيدا كند خداى تعالى مثل حق و باطل .
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً
و اما كفك و خاشاك وى بيرون « 2 » افتد به گرانى ، و نماند از وى نشانى
وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ
و اما آنچه نفع به خلق مىرساند « 3 » ، درنگ كند در زمين و بماند .
كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ
همچنين پيدا كند خداى تعالى مثلها ،
لِلَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمُ الْحُسْنى
مر اجابتكنندگان خداى راست كرامتها و محلها ؛
وَ الَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
[ و آنها كه اجابت نكردند ورا به ايمان ] ، اگر مر ايشان را بودى هر مالى كه هست اندرين جهان
وَ مِثْلَهُ مَعَهُ
و ضعف آن با آن ،
لَافْتَدَوْا بِهِ
فداى تن خويش كردندى آن همه را تا برهندى « 4 » از آتش سوزان .
أُولئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسابِ
ايشان را بود دشوارى محاسبت ،
وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ
و جاى ايشان دوزخ و بد جايى است « 5 » دوزخ با عقوبت . ( 17 - 18 )
أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ
آنكس كه مىداند كه هر چه به تو فرستاده شد از پروردگار تو همه حق است و راست ،
كَمَنْ هُوَ أَعْمى
چون آنكس بود كه وى از ديدن حق نابيناست ،
إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ
پند آنها گيرند كه ايشانند خردمند [ ان ] ،
الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ
آنها كه وفا كنند به عهد خداى تعالى و نشكنند پيمان . ( 19 - 20 )
وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ
و آنها كه بپيوندند به آنچه « 6 » خداى تعالى فرموده
هامش
( 1 ) - ن : بر او .
( 2 ) - ن : برون .
( 3 ) - ن : رساند .
( 4 ) - ن : همه تا برهند .
( 5 ) - ن : « است » ندارد .
( 6 ) - ن : آنج .