را ؛
يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ
گويند اين به فراموش « 1 » ماندگان ،
قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ
آورده بودند به ما حق را رسولان پروردگار بدان جهان ،
فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا
أ هيند ما را امروز شفيعان ، تا ما را شفاعت كنند ايشان .
أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ
يا بازبرده شويم بدان جهان ، تا جز آن كنيم كه مىكرديم « 2 » از كفر و عصيان .
قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ
زيانكار شدند ، و به تنهاى خويش خاكسار شدند ؛
وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ
و باطل شد آن دروغها كه مىگفتند ، و گمراهى آمد از آن راهى كه مىرفتند . ( 53 )
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
هرآينه آفريدگار شما آن خداى است كه آفريده « 3 » آسمانها و زمينها را در مدت شش روز اين جهان ،
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
باز ظاهر كرد كمال ملك خويش را بر مميّزان .
يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ
مىپوشاند شب را به روشنايى روز و روز را به تاريكى شب ،
يَطْلُبُهُ حَثِيثاً
مىروند به دم يكديگر به شتاب چون كسى كه گريزندهيى را « 4 » مىكند طلب ؛
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ
و آفتاب و ماه و ستارگان ، همه مسخّران آدميانند به فرمان ،
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ
مر وى را « 5 » اند آفريدگان ، و مر وى را « 7 » ست بر ايشان فرمان ،
تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
بزرگ است خدا آفريدگار عالميان . ( 54 )
ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً
بخوانيت خداوند خود را « 6 » به زارى نهانى ، و آشكارى ؛
إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ
و [ ى ] دوست ندارد از حد درگذرندگان را ، دعاهاى ناصواب گويندگان را . ( 55 )
هامش
( 1 ) - ت : بفراموشت .
( 2 ) - اصل : مىگيرديم .
( 3 ) - ن و ت : بيافريد .
( 4 ) - ن : راه .
( 5 ) - ن : ورا .
( 6 ) - ن : « خود را » ندارد .
( 7 ) - ن : ورا .