قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ
بگو يا محمد كه نمىيابم در آن چيزى كه به « 1 » من وحى كرده شده است حرام كرده برخورنده كه بخورد « 2 » ،
إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً
مگر جانورى كه خود مرده بود ؛
أَوْ دَماً مَسْفُوحاً
يا خون روان ،
أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ
يا گوشت خوكان ؛
فَإِنَّهُ رِجْسٌ
چه خوك پليد است و نابكار ،
أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ
يا بسملى كه به نام بتان « 3 » كردند كفّار ، و بر وى ياد كرده شده است نام جز آفريدگار .
فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ
هر كه مضطر شود و از حدّ حاجت در نگذرد ، و تعدّى نكند كه توشه برگيرد ،
فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
هرآينه خداى تو « 4 » آمرزنده است ، و بر مضطر بخشاينده است .
( 145 ) ، امر و نهى
وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ
و بر جهودان حرام كرديم هر با سنبى و چنگالى از جانوران ،
وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما
و از گاوان و گوسفندان حرام كرديم بر ايشان پيههاى ايشان ،
إِلَّا ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوايا
مگر آن پيهى كه بر پشتها يا بر رودگانيها بود ،
أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ
يا با استخوان آميزد .
ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ
اين جزايى است كه كرديمشان به ستم ايشان ،
وَ إِنَّا لَصادِقُونَ
و ماييم به راستى خبردهندگان . ( 146 )
فَإِنْ كَذَّبُوكَ
اگر دروغگوى دارندت اهل كفر و نكرت ،
فَقُلْ رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ
بگوى كه پروردگار شماست با رحمتى به همه رسنده و زود نگيرد به عقوبت ،
وَ لا يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ
و رد كرده نشود عذاب وى از اهل جرم و نكرت « 5 » . ( 147 )
هامش
( 1 ) - ن : در آنج به .
( 2 ) - ن : كه خورد .
( 3 ) - ن : بت .
( 4 ) - ن : « تو » ندارد .
( 5 ) - ن : جرم و حفوت - « ت » : كفر و نكرت .