آن بتان نام كرده ؛
لا يَطْعَمُها إِلَّا مَنْ نَشاءُ بِزَعْمِهِمْ
نخوردش مگر آن كسان كه « 1 » ما خواهيم ، و نگيرد مگر آن كسى كه ما دهيم .
وَ أَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها
و چهارپايانى است حرام كرده پشتهاشان : يعنى آنك وى را « 2 » حام نام مىكردند ، و بر نشستن بر وى حرام مىكردند ؛
وَ أَنْعامٌ لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا
و چهار پايانى است كه بر وى خداى تعالى را ياد نمىكنند ، يعنى سايبه كردند و از وى منفعت برنمىگيرند ، و نمىشناسند كه اين نعمت است و شكر و حمد نمىگويند ،
افْتِراءً عَلَيْهِ
و اين دروغى است كه بر خداى تعالى مىگويند ،
سَيَجْزِيهِمْ بِما كانُوا يَفْتَرُونَ
و هرآينه جزا دهدشان بدين دروغ كه مىسازند . ( 138 )
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا
و گفتند آنچه « 3 » در شكمهاى بحيره و سايبه و وصيله است از بچّه مباح است مر نران ما را ،
وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا
و حرام است مر مادگان ما را ؛
وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ
و اگر اين بچّه مرده آيد ، همه در وى شريكان شوند و خوردنشان بشايد ؛
سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ
هرآينه جزا دهدشان بدين صفت كه مىكنند از تحليل و تحريم ، چه وى است حكيم عليم .
( 139 )
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ
زيانكار « 4 » و خاكسار شدند آنها كه كشتند فرزندان خويش را « 5 » به سفاهت و جهالت ،
وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِراءً عَلَى اللَّهِ
و حرام كردند آنچه « 6 » روزى كردشان خداى تعالى به دروغ و
هامش
( 1 ) - ن : آن كسى كه .
( 2 ) - ن : ورا .
( 3 ) - ن : آنج .
( 4 ) - ن و ت :
زيانكار شدند .
( 5 ) - ن : « را » ندارد .
( 6 ) - ن : آنج .