وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ
و پروردگار تو بىنياز است و با رحمت ،
إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ
اگر بخواهد ببردتان به كليّت ؛
وَ يَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ ما يَشاءُ
و آورد « 1 » سپس شما آنچه « 2 » خواهد از خلقان ،
كَما أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ
چنان كه « 3 » آفريده « 4 » شما را از نسل ديگران .
( 133 )
إِنَّ ما تُوعَدُونَ لَآتٍ
آنچه « 10 » وعده و وعيد كرده مىشويت آمدنى است به - حقيقت ،
وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ
و نيستيت « 5 » شما جهندگان از قبضهء قدرت .
( 134 )
قُلْ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنِّي عامِلٌ
بگو يا محمد [ كه ] اى قوم من شما كار كنيت بر طريق خويش ، چه من كار مىكنم با رفيق « 6 » خويش ،
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ
هرآينه بدانيت كه كى راست عاقبت پسنديده بدين جهان ، و گويند بدان جهان ،
إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
هرآينه نرهند ظالمان . ( 135 )
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً
و بهرهاى پيدا كردند ، به نام خداى تعالى از آنچه « 9 » آفريد « 7 » از كشتها كه مىكارند ، و از چهارپايان كه مىدارند .
فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ
گفتند و باطل گفتند : كه اين يك بهره مر خداى راست ،
وَ هذا لِشُرَكائِنا
و اين ديگر مر بتان شريك خواندگان ما راست ، خطّى ميان كشت خود « 8 » كشيدندى راست ، [ و ] گفتندى كه اين يكنيمه خداى را و
هامش
( 1 ) - ن : آرد .
( 2 ) - ن : آنج .
( 3 ) - ن : چنانك .
( 4 ) - ن و ت : آفريد .
( 5 ) - ن : و نهايت .
( 6 ) - ن و ت : فريق .
( 7 ) - ن : وى آفريد .
( 8 ) - ن : « خود » ندارد .
( 9 ) - ن : آنج .
( 10 ) - ن : آنج .