وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ
و هرآينه راست كرده بود خداى تعالى به حقّ شما ، وعدهء نصرت خويش به ابتدا ؛
إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ
آنگاه كه مىكشتىشان به فرمان و علم وى ، و معونت « 1 » و حكم وى ؛
حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ
تا چون بددل شديت ،
وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ
بدانك « 2 » در كار به منازعت در آمديت ،
وَ عَصَيْتُمْ
و مصطفى را صلى اللّه عليه و سلم اى تيراندازان بىفرمانى كرديت ، كه مركز نگاه نداشتيد ، و روى به گرفتن غنيمت آورديت ،
مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ
از پس آنك نموده بودتان آنچه « 3 » دوست مىداشتيد .
مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا
از شما كس است كه وى دنيا مىخواهد ،
وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
و از شما كس است كه وى عقبى مىخواهد ،
ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ
بازگردانيد شما را از ايشان ، تا آزموده گرداندتان ،
وَ لَقَدْ عَفا عَنْكُمْ
و هرآينه عفو كرد از شما بىفرمانىتان « 4 »
وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
و خداى تعالى فضلكننده است بر مسلمانان . ( 152 )
إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلى أَحَدٍ
چون روى نهاديت به هزيمت ، و نه ايستاديت بر كسى از هيبت ؛
وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْراكُمْ
و رسول مىخواندتان ، در پايانتان ، نه طلب معونت را ، چه از بهر نهى از معصيت را .
فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ
پاداش دادتان غم كه خوريت ، به سبب غم كه در دل مصطفى صلى اللّه عليه و سلم آورديت . [ و نيز گويند ] دادتان به سبب مخالفت پيغامبر ، غم پيوسته به غم ديگر ، غم اوّل هزيمت و گريختن ، و غم دويّم به دست
هامش
( 1 ) - ن : به فرماى وى و علم وى و معونت وى .
( 2 ) - ن : بدانكه .
( 3 ) - ن : آنج .
( 4 ) - اصل : بىفرمانتان .