وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ
و به جماعت آر . ( 43 )
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ
اينست از خبرهاى غيب ، مىرسانيمش به تو بىشك « 1 » و ريب ؛
وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ
و نبودى يا محمد نزد ايشان آنگه كه قرعه مىانداختند و مىافكندند هر كسى قلم را ، تا كى « 2 » پذيرد مريم را ؛
وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ
و نبودى نزد ايشان آنگه كه مىكردند خصومت ، تا كى « 6 » را رود حكومت . ( 44 )
إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ
ياد كن چون گفت جبرئيل يا مريم ، مژده مىدهدت « 3 » آفريدگار عالم ؛
بِكَلِمَةٍ مِنْهُ
به فرزند بىپدر چنانك گفته بود ، و اين سخن پيش رفته بود ؛
اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ
نام وى مسيح و عيسى ،
وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
و به آبروى « 4 » به دنيا و عقبى ؛
وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ
و از نزديككردگان به قرب و كرامت ، نه از روى مكان و مسافت . ( 45 )
وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ
و سخن گويد با مردمان در كنار مادر ، آنگه كه گويندش از كجا آوردى اى مريم اين پسر ، وى گويد
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ
تا برخيزد شبههء فرزند بىپدر ؛
وَ كَهْلًا
و از پس سى سالگى سخن گويد به رسانيدن وحى و خواندن به دين ، يا از پس آمدن از آسمان به زمين ؛
وَ مِنَ الصَّالِحِينَ
و از نيك مردان بود « 5 » و نيك نامى است اين . ( 46 )
قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ
گفت چگونه بود مرا فرزند و نابوده هيچ خلق را با من صحبت ،
قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ
گفت همچنين است و خداى تعالى آفريند هر چه خواهد به قدرت ؛
إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
چون
هامش
( 1 ) - اصل : بتوانى .
( 2 ) - ت و ن : كه
( 3 ) - ن : اصل : مىدهت .
( 4 ) - ن : و با آب .
( 5 ) - اصل : « نيك » تكرار شده است .
( 6 ) - ت و ن : كه