مرا ، از نزد خويش فرزند پاك از هر خطا ، چه تويى اجابتكنندهء هر دعا . ( 38 )
فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ
بانگ كردش جبرئيل به آواز ، و وى ايستاده در محراب به نماز :
أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ
كه خداى تعالى مزده مىدهدت به يحيى ، تصديقكنندهء به عيسى ؛
وَ سَيِّداً
و مهتر به حقيقت ،
وَ حَصُوراً
و بازايستنده از زنان با توانايى و قوّت ،
وَ نَبِيًّا
و پيامبر بىشبهت ،
مِنَ الصَّالِحِينَ
و از اهل صلاح و عفت . ( 39 )
قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ
گفت اى پروردگار من به چه روى بود مرا پسر ، و من رسيده به پيرانهسر « 1 » ؛
وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ
وزن من نازاينده ، و وى را « 2 » فرزند ناآينده .
قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ
جبرئيل گفت همچنين است كه تو گفتى درست و راست ، خداى تعالى كند هر چه خواست . ( 40 )
قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً
گفت اى پروردگار من مرا پديد كن وقت شدن آن فرزند يك نشانى ،
قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً
گفت چون وى بار گرفت تو سه شباروزى « 3 » با مردمان جز به اشارت « 4 » سخن گفتن نتوانى ؛
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً
و بسيار كن خداى را ياد ،
وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ
و نماز و تسبيح آر شبانگاه « 5 » و بامداد . ( 41 )
وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ
و ياد كن چون گفت جبرئيل يا مريم ،
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ
كه خداى تعالى برگزيدت ، و پاكى دادت ، و فضل نهادت ، بر زنان عالم . ( 42 )
يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي
اى مريم خداى خويش را طاعت دار ، و نمازگزار ،
هامش
( 1 ) - ن : و من به پيرانه رسيده بر .
( 2 ) - ن : ورا .
( 3 ) - ت : سه شبانه روز . - ن : سه شبا روز .
( 4 ) - اصل : « با مردمان » در اينجا مكرر است .
( 5 ) - ن و ت : از شبانگاه .