تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة مقدمهء مصحح 35

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٣٥
مردمى كه در حوزهء جغرافيائى او زيست مىكنند روشن و مفهوم باشد ، بيشتر و شايد همگى ترجمه‌هاى قديم قرآن به فارسى را ، از اين گروه مىتوان شمرد . قرآن قدس يكى از همين ترجمه‌هاست كه با بهره‌ورى از يكى از گونه‌هاى زبانى فارسى ، گونهء سيستانى ، نوشته شده است . آغاز و انجام اين كتاب ديرينه افتاده است و ما برپايهء شناختى كه از گونه‌هاى مختلف زبان فارسى داشتيم توانستيم دريابيم كه اين ترجمهءگران ارج از كدامين حوزهء جغرافيائى است . سنجش زبان اين ترجمه با مجموعهء متون چاپ شده و در دسترس زبان فارسى ، براى ما روشن كرد كه اين ترجمه بايد در حوزهء سيستان ، جنوب شرقى خراسان ، نوشته شده باشد . * * * ترجمه تفسيرى كه هم‌اكنون پيش چشم داريد يكى از همين دست ترجمه‌هاست كه بىهيچ گفتارى از زبان فارسى معيار دور است و بىگمان در نوشتن آن از يكى از گونه‌هاى فارسى سود برده‌اند . از مؤلف اين كتاب آگاهى درست و دقيقى نداريم و در هيچ كجاى متن اشارهء صريح به حوزهء تأليف اين كتاب و زادگاه نويسندهء آن ديده نمىشود . با بهره‌ورى از روش گونه‌شناسى يا بهتر است بگويم سبك‌شناسى متون فارسى ، دريافتيم كه همخوانى زبانى : واژه‌اى ، ساختارى و آوايى اين متن با كشف الاسرار و طبقات الصوفيه و مجموعهء رسائل فارسى پير هرات از ديگر متون فارسى بيشتر است . همخوانىهاى زبانى و گاه بيانى اين ترجمه تفسير با كشف الاسرار بدان اندازه است كه گاه اين گمان را پيش مىآورد كه شايد اين ترجمه تفسير ، دست‌نوشتى ديگر از كشف الاسرار باشد كه با اندك تفاوتهايى به دست ما رسيده است . امّا بايد افزود كه اين ترجمه تفسير ، با برگهاى محدودى كه از آن بازمانده است ، بسيارى از واژه‌هاى حوزهء هرات يا زبان هريوه را دربر دارد كه نه در كشف الاسرار آمده است و نه در دو متن ديگرى كه با اين ترجمه تفسير سنجيده‌ايم .