تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
يكى ترنج در ديكر نه در يكى زيتون در ديكر نه در يك ليموى در ديكر نه در يك نارنج در ديكر نه در يك نارجيل در ديكر نه در يك نيل در ديكر نه در يكى كتان در ديكر نه *
وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ
و رزان انكور قريب دويست كونه انكور عدد كرده‌اند بهراة *
وَ زَرْعٌ
و كشت‌زار و خرمابنان
صِنْوانٌ
درختان دوساق و سه‌ساق
غَيْرُ صِنْوانٍ
و يك‌ساق * و فى الخبر عمّ الرّجل صنو ابيه * از يك آب همه را آب مىدهند
وَ نُفَضِّلُ
و ما لختى از آن بر يكديكر فضل مىدهيم در شيرينى و نيكوى و بزركى و هموارى و در رنك و بوى و خوار و جنس *
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ
در آن نشانهاء روشن است ايشانرا كه درياوند

[ سوره الرعد ( 13 ) : آيه 5 ]

وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ( 5 ) و ار شكفت دارى شكفت است سخن ايشان كه باش ما آنكه كه خاك كرديم باش ما در آفرينش نو خواهيم بوذ معنى آنست ار شكفت خواهى كه بينى و شنوى آنك شكفت سخن ايشانست بس آن‌كه مىبينند كه من درخت تهى كشته و خشك هرسال مىسبز كنم و بر بار و زمين تهى كشته و خشك مىسبز كنم و بربر مىكويند ما را در آفرينش نو خواهنذ كرفت *
أُولئِكَ
ايشان [ 222 ] آنانند كه خذاوند خويش نشناسند كافر شذند به او ايشان آنند كه غلّها است فردا در كردنهاء ايشان و ايشان آنند كه دوزخيان‌اند و در آتش جاويذان

[ سوره الرعد ( 13 ) : آيه 6 ]

وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقابِ ( 6 )