تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
كه بوذ ستم‌كارتر از آن‌كه آيذ و بر خذاى دروغ سازذ و بيغام نهذ
أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ
يا كه بود ستم‌كارتر ازو كه بيغام كه اللّه داذ به او آن را بدروغ دارذ و رساننده دروغ‌زن شمارذ ، بذكارانرا در بيروزى بهرهء نيست
وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
مىبرستند فروذ از خذاى برستندكان كه ار نه‌برستند نكزايد و ار برستند به كار نيامذ و مىكويند كه تا فردا ما را بنزديك اللّه شفيعان بند و اللّه تعالى ازين سخن ايشان در قرآن جوابهاء فراوان داذه است *
قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ
رسول من كوى خذايرا خبر مىكنيذ كه او آن نه در آسمان داند و نه در زمين و معنى آنست كه اللّه خويشتن را نه در آسمان انباز داند و نه در زمين كه تا روز در دست حكم وى سخن توانذ كفت نه در زمين سبحانه و تعالى باكى و بىعيبى ويرا است و برتر اوست در يكتائى و باكى و در قدر از آنج انباز كيرندكان مىكويند در وى *

[ سوره يونس ( 10 ) : آيه 19 ]

وَ ما كانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيما فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ( 19 ) اين در وقت نوح بوذ بس طوفان * نبود مردمان مكر بر دين باك راست
فَاخْتَلَفُوا
بس آن در جذا جذى افتاذند و در دين خوذ ببر كندند و ار نه سخن بوذيذ كه بيش شده از اللّه ميان ايشان كار بركزارده آمذيذ در آن اختلاف و جذا جذ رفتن كه ايشان در آن بوذند * در قرآن اين را نظاير است و تاويل اين آيت آنست كه ار نه آنيد كه من از كفتهء خويش با بس نيايم در تقدير آجال و ارزاق ناسزا كويانرا و باطل كوورزانرا درنك نداريذ طرفة عين تا