صلّى اللّه عليه و سلّم از تبوك باز آمد آن قوم استقبال او كردند و ازو خواستند كه در آن مسجد آيذ و نماز كند تا آن مسجد به او منسوب شمارند و هو نام كنند تا قصد بذ ايشان بوشيذه ماند مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم اجابت كرد و قصد مسجد كرد جبرئيل آمد و او را كفت لا تقم فيه ابدا و اين بو عامر بذر حنظلة الكاتب است شهيد يوم احد غسيل الملائكة [ 88 ] رضى اللّه عنه * و الّذين اتّخذوا مسجدا ايشان كه مسجد كردند ضرارا بستيز و كفرا آن قصد بذ ايشان را مىكويذ و آن نيّت بذ كه در مسجد كردن داشتند رسول خذاى صلّى اللّه عليه و سلّم آن را كفر شمرد كه آن خلاف كه با رسول خذاى داشتند كفر بوذ از ايشان * و تفريقا بين المؤمنين و جذايى ساختن ميان مؤمنان اين مومنان ايذر اهل قبااند قبيلهء عمرو بن عوف و قبيلهء سلمه * و ارصادا لمن حارب اللّه و جشم داشتن را باز آمذن كسى را به آن مسجد كه با خذاى و رسول بجنك بوذ * من قبل بيش فا اين محارب ايذر بو عامر است كه آن وقت بروم بوذ كه آن مسجد مىساختند منتظر آمذن او را تا در آن مسجد او را سالار كنند و سر قوم * و ليحلفنّ و حقّا كه سوكند خواهند خورد كه لا بدّ كه نخواستيم بكردن اين مسجد مكر نيكوئى و نكرديم مكر بر نيّت نيكوى و اللّه كواهي دهذ كه حقّا كه ايشان دروغزناناند لا تقم فيه ابدا نكر كه در آن مسجد نماز نكنى هركز اين قيام ايذر نام نماز است جنان كه آنجا كفت
وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً
و قام فلان من اللّيل * لمسجد اين لامها درين آيت همه ايماناند حقّا كه مسجدى كه آن را بنياذ نهاذند بر راستى و برهيزكاري از روز نخستين را سزاتر است كه نماز كنى در آن * تقوى در قرآن نام است راستى را و نيكوكاريرا واقع بر همه هنرها هرجند كه بارسى آن برهيزكارى است * فيه رجال اينها با مسجد قبا شوذ و اين رجال اهل آناند و در قرآن آيتها است كه در آن رجال نام برد نسا دران داخلاند اين از آنست همجون بني آدم كه در آن همه بنات داخل است *
يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا
يعنى بالماء دوست مىدارند كه باكيزكى « 1 » برزند * اتاهم رسول اللّه [ 89 ] صلّى اللّه عليه و سلّم فسألهم ما هذا الطّهور الّذي اثنى اللّه به عليكم فقالوا انّا
هامش
( 1 ) . در نسخه بازكيزكى