وزن ايقاعى برخوردار است و هرچند بيشتر شنيده و خوانده مىشود جاذبهاش بيشتر مىشود . نمونههايى از اين ترجمههاى موزون را باهم مىخوانيم :
« . . . فَقُلْ لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ »
« 1 »
گوى كه كرد من من و كرد شما شما ، شما از آنج من مىكنم بيزار و من از آنج شما مىكنيد بيزار .
« هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً . . . »
« 2 »
او آنست كه شما را شب آفريد تا در او بياراميذ و روز آفريد تا درو بينيذ .
جه مىبندارند و جه مىكويند و چه مىبيوسند و بر چه اعتماد مىكنند .
به من يازيد و بر من خيزيد به من رويذ و همه بر من بائيذ اوست تاونده با هر كاونده و بهيج هست نماننده كريختن كاهى و متوارى گاهى و نهان جاى روى به آن مىذاذند و شتابان و دوان .
آن كيست كه مىداند و مىسازد و مىدارد و ساخته مى وسبارد .
مترجم مفسّر اين اثر شريف ، در زمينهء ادب و رموز لغت فارسى و عرب متبحّر بوده است ؛ دقّت و امعان نظر در تجزيه و تحليل مفاهيم با ظرافت و موشكافى نشان از آگاهى عميق اوست .
مترجم مفسّر در تفسير و ترجمهء آيهها و انتخاب واژگان نيز بسيار دقيق است و با وسواس عالمان و احتياط پرهيزگاران گام برمىدارد .
نكات گويشى و رسم الخطّى و دستورى
يكى ديگر از ويژگيهاى اين اثر تأثير گويش خراسان بزرگ در جاىجاى آن است كه براى نمونه شمارى از آنها را كه با حركت بر روى حروف ، آنها را آوايى كرده است ذكر مىكنيم :
كفتند - گفتند ، من - من ، اوفتد و اوفتيد ، كور - گبر ، بم - باشم ، بيم - باشيم ، ته - تو ، بنه كورفيذ ، نمىنوهم ، نه بيا - نباشى ، نويشت - نوشت ، از آن روز واخوش
هامش
( 1 ) . يونس / 41 .
( 2 ) . يونس / 67 .