ملاحظهاى داشته است . پس اين تأثير از دو بعد قابل بررسى است :
1 . بعد ساختارى و تركيب جملههاى فارسى ؛
2 . بعد افزودن به واژگان زبان فارسى .
امّا از نظر ساختارى و تركيب جملههاى فارسى ، مترجمان قرآن بيش از هشتاد درصد تحت تأثير سبك عربى قرآن بودهاند ؛ چرا كه از لحاظ شرعى و مذهبى تخطّى از مضامين قرآن را بر خود روا نمىداشتند و سعى بليغ داشتند كه در چارچوب ساختار عربى حركت كنند . اين مسئله با ساختار زبان فارسى هميشه سازگار نيست . عكس اين جريان را در سبك ترجمهء عبد اللّه بن مقفّع از فارسى به عربى ملاحظه مىكنيم . اگر در متونى كه ابن مقفّع از فارسى به عربى ترجمه كرده است دقّت شود تأثير ساختار فارسى در جاى جاى آن به خوبى مشاهده مىشود با اين تفاوت كه عبد اللّه بن مقفّع در برابر محذور دينى و يا متن كتاب مقدّس نبوده است . امّا مترجمان فارسى قرآن آنجا كه خود را از محذور شرعى آزاد مىيافتند ، بويژه در بيان داستانها و قصص و ذكر احوال قومهاى از ميان رفته عنان قلم را رها مىكردند و با ارائهء ساختار و تركيبى زيبا و شايستهء تحسين ، به هنرنمايى مىپرداختند .
امّا تأثير ترجمههاى قرآن از لحاظ افزودن به واژگان فارسى و گسترش آن شگفتانگيز است ؛ چرا كه مترجمان وظيفه داشتند براى واژگان قرآن كريم معادلهاى فارسى بيابند و اگر واژههاى زمان مترجم كفايت نمىكرد دو راه بيشتر در پيش روى نداشتند : يا از واژگان كهن و قديم كه به دست فراموشى سپرده شده بود استفاده و آنها را از نو احيا مىكردند و يا آنكه خود واژهاى نو مىساختند . همين امر به دو امر حتمى انجاميد : نخست اينكه بسيارى از واژههاى كهن از نو زنده شد و از اندراس محفوظ ماند ؛ دوم اينكه به بالندگى و فراوانى واژگان زبان فارسى و غناى آن كمك شايانى كرد .
البتّه تأثير ترجمهء قرآن و تاريخچهء آن به پژوهش و بررسى مستقلّى نياز دارد كه اميد است در آينده شاهد تحقيقاتى ارزشمند در اين زمينه باشيم .
اين اثر شريف كه در پيش رو داريد يكى از ارزندهترين و شايد گوهرى منحصر به فرد از همان ميراث مكتوب اين خطّهء مبارك اسلامى است كه توسّط فرزندان
بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة مقدمهء مصحح 3
مساهمون: مؤلف مجهول
صمقدمهء مصحح ٣