اسكناس را چاپ و در اختيار مردم بگذارد خود اسكناس معتبر است و ارزش مالى دارد و هر وقت دولت اعتبار آن را ساقط نمود ساقط مىشود و از ماليت مىافتد ، و همچنين است اگر ندانيم كه پشتوانه موجود است يا نيست ، و همچنين اگر ندانيم كه پشتوانه هزار تومان اسكناس چه مقدار طلا و يا نقره است معامله مجهول نمىباشد چون اعتبار خود اسكناس ملاك است ، و معامله اسكناس به اسكناس غرض عقلايى هم به آن تعلق مىگيرد مثل اينكه اسكناس رايج كشورى را به اسكناس رايج كشور ديگر مىفروشند و يا يك اسكناس هزار تومانى را مىفروشند به نوزده اسكناس پنجاه تومانى و يا به عكس آن نوزده پنجاه تومانى را مىفروشند به يك هزار تومانى بر حسب احتياجاتى كه در مردم هست .
احكام حواله دادن
مسأله 2298 - اگر انسان طلبكار خود را حواله بدهد كه طلب خود را از ديگرى بگيرد و طلبكار قبول نمايد و كسى كه حواله سر او دادهاند نيز قبول نمايد بعد از آن كه حواله درست شد كسى كه به او حواله شده بدهكار مىشود ، و ديگر طلبكار نمىتواند طلبى كه دارد از بدهكار اولى مطالبه نمايد .
مسأله 2299 - بدهكار و طلبكار و كسى كه سر او حواله شده ، بايد مكلف و عاقل باشند و كسى آنها را مجبور نكرده باشد و نيز بايد سفيه نباشند ، يعنى مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف نكنند و نيز ممنوع از تصرف در مال خود نباشند مثل كسى كه حاكم او را به واسطه ورشكستگى از تصرف در مالش ممنوع كرده و مفلس شناخته شده است .
مسأله 2300 - حواله دادن سر كسى كه بدهكار نيست ، در صورتى صحيح است كه او قبول كند . و نيز اگر انسان بخواهد به كسى كه جنسى بدهكار است جنس ديگر حواله دهد مثلًا به كسى كه جو بدهكار است گندم حواله دهد ، تا او قبول نكند حواله صحيح نيست .
مسأله 2301 - موقعى كه انسان حواله مىدهد بايد بدهكار باشد ، پس اگر بخواهد از كسى قرض كند ، تا وقتى از او قرض نكرده نمىتواند او را به كسى حواله دهد كه آنچه را