تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله عمليه هداية المتقين (به انضمام رساله مضاربه و مسائل ديگر روز) (فارسى) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
ناتمام بگذارد حقى به جاعل ندارد و ضامن عيبى كه از عمل او بوجود آمده نيز هست ، چه مقدار آن در شرع معين شده باشد مثل ديه چشم و يا تعيين آن به حكم حاكم با نظر اهل خبره باشد . مسأله 2235 - اگر عامل كار را ناتمام بگذارد چنانچه آن كار مثل پيدا كردن اسب است كه تا تمام نشود براى جاعل فايده ندارد ، عامل نمىتواند چيزى مطالبه كند و همچنين است اگر جاعل مزد را براى تمام كردن عمل قرار بگذارد مثلًا بگويد هر كس لباس مرا بدوزد ده تومان به او مىدهم ولى اگر مقصودش اين باشد كه هر مقدار از عمل انجام گيرد ، براى آن مقدار مزد بدهد ، جاعل بايد مزد مقدارى را كه انجام شده به عامل بدهد ، اگر چه احتياط اين است كه به طور مصالحه يكديگر را راضى نمايند .

احكام مزارعه

مسأله 2236 - مزارعه آن است كه مالك با زارع به اين قسم معامله كند كه زمين را در اختيار او بگذارد ، تا زراعت كند و مقدارى از حاصل آن را به مالك بدهد . مسأله 2237 - مزارعه چند شرط دارد : اول - آنكه صاحب زمين به زارع بگويد زمين را به تو واگذار كردم و زارع هم بگويد قبول كردم ، و اين را صيغه مزارعه گويند كه با لفظ است ، ولى صيغه لفظى لازم نيست و معاطات هم كه عبارت است از واگذار كردن زمين و گرفتن زارع اگر به نحوى باشد كه از اين داد و ستد مزارعه فهميده شود كافى است و اين كار كه به منزله ايجاب و قبول لفظى است سبب مىشود كه مزارعه لازم شود و مالك زمين و زارع بعد از آن نمىتوانند معامله را به هم بزنند اگر چه زارع مشغول كار نشده باشد مگر در صورتى كه هر دو راضى باشند كه معامله را به هم بزنند . دوم - صاحب زمين و زارع هر دو مكلف و عاقل باشند و با قصد و اختيار خود مزارعه را انجام دهند و سفيه نباشند يعنى مال خود را در كارهاى بيهوده به طورى مصرف ننمايند كه در نظر مردم سفيه حساب شوند و نيز ممنوع از تصرف در مالى كه مربوط به مزارعه