حنوط ، كفن ، نماز بر جنازه ، حضور مؤمنين براى تشييع و دفن ميت كه داراى فوايد بىشمارى است . براى انجام اين تشريفات مدتى بدن ميت باقى مىماند و در معرض تماس واقع مىشود . علاوه بر آن كه نبايد در بعضى موارد در دفن ميت عجله كرد . زيرا ممكن است نفس قطع شده باشد و حالت غش يا سكته و مورد شبهه در مرگ باشد .
به هر حال غسل دادن ميت و ضدعفونى كردن آن را به سدر و كافور و حنوط ولو براى دفع ضرر موقتى و احتمالى ، از منطق عقل و روش دانش به دور نيست . گذشته از اينكه جنبهى تعبد در اين موارد بيشتر در نظر گرفته مىشود .
3 . فلسفه تيمم
در مورد پاك كنندگى آب و خاك و مقايسه بين اين دو مايه حياتى ( علماى گذشته و فلاسفه آن را دو عنصر شريف مىدانند ) در گذشته مطرح كردم كه خاك هم مثل آب از تمام جهات پاك و پاكيزه و پاككننده و مطهر است . در طبيعت چنانچه مفيدتر نباشد چندان هم از آب كمتر نيست .
و نيز گفته شد همانطور كه آب كثافات و ميكروبها را جذب مىكند و داراى فرمانهاى ازتى مفيد مىباشد كه پيوسته مشغول فعاليت و تجزيه و تحليل مواد آلى فسادپذيرند تا آنها را به صورت مواد كانى بىآزار در آورند ، به همان صورت هم خاك و زمين كثيفىها و ميكروبها و سمها را جذب مىكنند ( براى همين است كه ظروف و بعض اشياء را براى تميز كردن خاك مالى يا كاهگل مالى مىنمايند ، تا خوب پاكيزه شود و خاصيت جاذبيت خاك بيش از آب است ) و حيوانات ذرهبينى هواخوار و غيره در خاك همان عمل تجزيه و تحليل را بنحو احسن انجام مىدهند .
وقتى به اخبار پيشوايان دين و قرآن مجيد مراجعه كنيم مشاهده مىشود كه خاك هم در نظر قانونگذار اسلام در رديف آب است و چندان تفاوتى ندارد و قبلًا گذشت كه بعضى از روايات ، آن را