جماعت مىرود ، و چه بسا مىدود كه يك ركعت عقب نماند و در آنجا با ميل قلبى از امام خود اطاعت مىكند و همين عمل روزى چند مرتبه تكرار مىشود ، كمكم احساس اطاعت و انضباط در اعماق قلب او جايگزين مىگردد ، و در اثر تكرار ، استحكام آن زيادتر مىشود ، و با هماهنگى افراد ، اين حسّ انضباط در جامعه به وجود مىآيد و به اصطلاح روانى ، اين حسّ انضباط ، طبيعت ثانويهى او مىگردد .
3 . ايجاد وحدت و همدلى :
يكى ديگر از فوائد اجتماعات اسلامى و فلسفهى نماز جماعت ، ايجاد اتّحاد و يگانگى در بين افراد مختلف ملّت است . كه اگر چه اختلاف ميان آنها به چشم مىخورد مثل غنىّ و فقير ، سياه و سفيد ، زن و مرد ، پير و جوان ، قوىّ وضعيف ، با آراء و عقائد متعدد ، ولى به وسيلهى نماز جماعت و حضور در اجتماعات و شنيدن خطابههاى دينى ، همگى متّحد العقول و متّحد العقيده و متّحد الكلمه و داراى هدف واحد مشترك و هم آهنگى مىگردند و هر كدام يك عضو كوچك يا بزرگ ، از ماشين اجتماع اسلامى مىشوند كه در موقع لزوم به كار مىافتد و نتيجهى مثبت از اين ماشين اجتماعى گرفته مىشود .
و كلام بزرگان دين كه گفتهاند : «
يد اللَّه مع الجماعة
» مؤيد اين كلام است ، و اين حقيقت را قرآن به لحن صريح بيان كرده : « انّما المؤمنون إخوة » « 1 » و تا زمانى كه اين اصل در بين مسلمين بود ، بر كرهى زمين ، و عالَم علم و دانش
هامش
( 1 ) . حجرات / 10 .