بين مؤمنين ملاقات صورت مىگيرد و از حال يكديگر مطّلع مىشوند و به تقاضاى يكديگر پاسخ مثبت مىدهند .
اگر شخصى غائب بود ، مؤمنين جوياى حال او مىگردند ، اگر مريض است ، او را عيادت مىكنند ، اگر بينوا است ، او را به نوا مىرسانند ، اگر گرفتارى پيدا كرده درصدد نجات او برمىآيند ، اگر مريض شده و از درمان و دارو عاجز مانده ، در مقام علاج و درمان او برمىآيند . و اگر فوت شده او را مشايعت مىنمايند .
البته همهى اينها در صورتى است كه اصول اسلامى را افراد رعايت كنند ، چنانچه على ( ع ) در وصيتش مىفرمايد : «
عليكم بالتواصل و التباذل ، و إياكم و التقاطع » . « 1 »
كه مفادش همان اصول تعاون و كمك اجتماعى است .
هرچه شعاع دايره وسيعتر و دامنه دارتر گردد ، نتايج مترتب بر آن جماعت بيشتر و فوائد اجتماعى آن زيادتر مىشود .
لذا در هر جمعه كه با ابهّت خاصّى در مسجد معظمى در محلّى كه شعاع آن يك فرسخ در يك فرسخ است - از شرائط نماز جمعه است - اجتماع بزرگى تشكيل مىشود و اقامهى نماز جمعه و عيدين و وعظ و خطابههاى متعدّد از طرف امام مسلمين و فرماندهى مؤمنين برپا مىشود ، فوائد بيشتر و عوائد والاترى تحقّق پيدا مىكند ، بلكه در امور مهم سياسى و اقتصادى و . . . سخنرانى مىشود و اصلاحات محلّى و شهرى و مصالح دينى و دنيوى و امور عامّ المنفعة به وسيلهى آن انجام مىگيرد .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 78 .