و اجتماعات را رعايت كنند . و چنان جامعهاى تشكيل شود كه ديگر مردم از هم نترسند ، به هم اعتماد داشته باشند ، به قول يكديگر اعتماد كنند ، كه ديگر نياز به اسناد رسمى ندارند ، احتياج به دادگسترى و شهربانى و نيروى انتظامى و پاسبان ندارند .
هركس وظيفهى فردى و اجتماعى و دينى و وجدانى خود را انجام مىدهد ، بستن و بازگذاردن مغازهها و . . . تفاوت ندارد ، و كسى از كسى دزدى نمىكند ، و خيانت وجود خارجى ندارد ، همهى افراد با هم متّفق و متّحدالقول ، يك هدف دارند و به همديگر كمال اعتماد را دارند و اين امتياز در اجتماع مؤمنين حقيقى و نماز جماعت و فلسفهى نماز موجود مىباشد ، كه اين همان مدينهى فاضلهى افلاطونى است .
« مسيو رينان » ، دانشمند فرانسوى گويد : هيچ گاه قدم در مسجدى نگذاردم كه احساس تكان دهنده سر تا پاى مرا فرا نگيرد ، و به تعبير ديگر آرزو نكنم كه اى كاش من هم مسلمان بودم ! « 1 »
هامش
( 1 ) . مكتب اسلام ، ش 96 ، ص 5 .