تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت ها و اسرار نماز (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
ذاتى وغناى مبدأ المبادى است . و اين كه نيايش يك مرحله‌ى بلندى از ستايش و عبوديت است بايد براى انجام وظيفه باشد ، نه براى رسيدن به هواهاى نفسانى . لذا حضرت ابراهيم ( ع ) كه رفع عذاب و شكنجه‌ى نمروديان را درخواست نكرد و به جبرئيل فرمود : « علمه بحالى حسبى عن مقالى » ، اشاره به همين مطلب است كه من راضيم به رضاى الهى و دخالت در امر مطاع الهى نمىكنم ، اين مقام رضا و تسليم را نشان مىدهد و منكر نيايش نيست ، بلكه ابراهيم سر تا پا غرق در نيايش بوده وحقيقت نيايش همان ذكر است و مناجات نيز همان اظهار رضا و تسليم است .
من گروهى مىشناسم زاولياء * كه دهانشان بسته باشد از دعا هر كه را اسرار حق آموختند * قفل كردند و دهانش دوختند
و اين معنا غير از بيانى است كه كوته نظران گويند : « دعا كردن بى فايده است . » زيرا تغييرى در خلقت نمىشود يا گويند هر چه مصلحت باشد مىشود ، چه بخواهى چه نخواهى و هر چه مصلحت نباشد نمىشود ، چه بخواهى چه نخواهى پس دعا چه فايده دارد ؟ پاسخ آنها واضح است كه اوّلًا دعا و نيايش عبادت و مأمور به است ، براى آمال دنيايى نيست ؛ و ثانياً چه بسا بدون سؤال مصلحت در دادن نيست و پس از سؤال مصلحت خداوند در دادن اقتضا مىكند ، چنانچه عين اين مطلب در روايت وارد شده و در عدّة الدّاعى ذكر كرده است .